قبل از خداحافظی

إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ

 

مدتی بود که شیر آب توی حیاط چکه می کرد و غافل شده بودیم از تعمیرش.

یک راه باریک آب از توی حیاط باز شده بود و راه افتاده بود به سمت کوچه.

توی کوچه کنار در، همانجایی که آب ها جمع می شدند مدتی ست که چند رقم گل خودرو آسفالت را شکافته اند و قد کشیده اند و گلهای زرد و بنفش داده اند...

با خودم می گویم بیچاره این خاک... چقدر استعداد دارد... کافی ست آب باریکه ای...

 

   + ح.ب ; ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٩
comment نظرات ()